الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
586
الغدير ( فارسى )
بعد از نقل آخرين كلام او گويد : در اين ساقطكردن استدلال بحثى است كه بر ارباب خرد پوشيده نيست . شبههء رازى و نظر دانشمندان اين شبههء بىاساس رازى بر سخنشناسان عرب و علما پوشيده نبوده و قبل از رازى و بعد از او مورد بررسى قرار گرفته است و چون اساس و پايه درستى نداشته ، بطلان و ناوارد بودن آن را تشخيص دادهاند . بنابراين ، طرح اين شبهه آنها را از رأى و نظر خود دربارهء مترادف بودن دو لفظ « مولى » و « اولى » منحرف نساخته و تفتازانى در شرح المقاصد و قوشچى در شرح التجريد يكزبان گفتهاند : گاه مراد از « مولى » ، آزادكننده ، همپيمان ، همسايه ، پسر عمو ، ناصر و اولى به تصرّف است . ابو عبيده گويد : . . مَأْواكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلاكُمْ . . . « 1 » ، يعنى جايگاه شما آتش دوزخ است و آتش سزاوارتر به شماست . پيغمبر فرمود : هر زنى كه بدون اذن مولايش ازدواج نمايد . . . ، يعنى بدون اذن كسى كه بر او اولويت دارد و مالك و عهدهدار امر اوست و به تصرف در شئون او سزاوارتر است . اين تعبير در شعر عرب فراوان است و استعمال مولى به معنى متولّى و مالك امر و اولى به تصرّف در كلام عرب رواج دارد و از غالب پيشوايان لغت نيز نقل شده است و مقصود اين است كه كلمهء مولى براى اين معنى اسم است ، نه اينكه صفتى به منزلهء اولى است تا مورد اعتراض واقع گردد كه صيغهء افعل التفضيل نيست . بنابراين ، مانند آن استعمال نمىشود . « 2 » تفتازانى و قوشچى اين معنى را در مورد تقريب استدلال به حديث غدير بر امامت ذكر كردهاند ، سپس از جهات مختلف آن را رد نمودهاند جز از اين جهت ؛ در نتيجه ، اين معنى را در اين مورد پذيرفتهاند ، چنان كه شريف جرجانى با آن دو در پذيرش اين معنى همگام و متفق شده و افزوده است : تفتازانى با اثبات اين معنى مناقشهء قاضى عضد را داير بر اينكه احدى مفعل را به معناى افعل ندانسته ، رد كرده است ، سپس گويد : در
--> ( 1 ) . حديد 57 / 15 . ( 2 ) . شرح المقاصد ، تفتازانى 289 .